انصافا زیباترین روز فوتبالی من و خیلی از زحمت کشان در سایه و بی ادعای فوتبال بود. بالاخره بعداز سالها خوردن پول و سهم این دیار بنام کرمانشاه در لیگ یک، دکان آقاسلمان بسته شد!!!!

بزرگی میفرمود: هرکس را پدر و مادر نتواند تربیت کند، روزگار تربیت میکند.!!! بله براستی مسئولین ورزش و فوتبال به عنوان پدرومادر نتوانستند کریمی و راهیان را درست تربیت کنند و دست روزگار اینچنین گلوی این فرزند ناخلف فوتبال کرمانشاه که بصورت غیرارادی و غیر شفاف، که نمیدانم از کجا سر درآورده بود را گرفت و گذاشت سرجایش... البته این پایان ماجرا نیست!!! این فقط دومین تذکر بود به اخوان کریمی، دفعه پیش حاج فرمان و اینبار حاج سلمان!!!!!!!!!!!!

اگر بخاطر بیاورید در مقالات پیشین این روز را نوید داده بودیم و اکنون هم فردا را گوشزد مینمایم... فردایی که دکتر سلمان!! پس از دریافت رانت های متعدد دیگر و "قرق کردن" سهم فرزندان کرمانشاه چندسال دیگر ارتزاق میکند و درست زمانی که غرق در خوشی شد، غرق در ثروت بادآورده از راه تیم فوتبالی که دارد شد، به ناگاه نه تنها اندوخته هایش از فوتبال را، بلکه دارایی های شخصی اش را هم از کف رفته می بیند و آنروز دیر نیست... این ها گفته های یک فرستاده الهی نیست... اینها درس های فوتبال است... بله وقتی فطرت پاک ورزش می شود میدان قمار و پولشویی و لفت و لیس، میشود جایگاه لمپنیسم و پرستیژ دار شدن عده ای که تا دیروز...!!!!  بگذریم...

کاری که هیئت فوتبال، اداره ورزش و دستگاه های نظارتی استان نتوانستند انجام دهند را ذات پاک و به ستوه آمده فوتبال انجام داد.

روزی در آیاتی از قرآن کریم خواندم که خداوند به پیام آور فرمود: ای محمد(ص) آنان که ایمان نیاوردند را دیگر اصلاح نمی کنیم!! ایشان و خانواده هایشان را از مال دنیا بی نیاز میگردانیم تا هیچگاه به سوی ما نیایند و همانطور جاهل بمیرند و سخت ترین عذاب ها بر ایشان خواهد بود... بله براستی نهادها و مسئولین مختلف این استان آنقدر از کریمی و تیمش حمایت کردند تا این قشر خاص شده جامعه گمراه بماند و آخر هم در گمراهی کامل از بین برود... . . .

 

بسلامتی دوباره بهار شد و دوباره ساز مدارس فوتبال کوک شد

از دور و نزدیک شنیده می شود هیئت مکرم فوتبال تصمیماتی جهت پاکسازی فوتبال گرفته و... لطفا" نخندید!! خب تصمیم گرفتن که اشکالی ندارد، شاید کسی نخواهد تصمیماتش را عملی کند!! به دیگران چه؟!! هرکس ناراحت است تصمیمات خود را عملی نماید!!!!!!!!

مثلا یک نمونه از این تمیمات که چندسالیست گرفته شده بحث بیرون کردن عده ای از فوتبال است که اتفاقا" هیئت فوتبال قویا" میگوید دیگر فعالیت عده ای را قطع کرده ایم – کمی در حضور وغیاب افراد حاضر در فوتبال دقیق شدیم؛ در سال 93 چندنفر نسبت به سال گذشته فعالیت کمرنگ تری داشتند... {سیدمجتبی گردکانه، داریوش سوری، رضا بشیرزاده، جواد نظرعلیپور، سجاد وفاسرشت، اردشیر جهانبخشی، عرفان سیفی زاده، محمد کیوانی منش و یوسف زارعی} براستی مفسدین فوتبال این ها هستند؟؟ که هیئت با بیرون راندنشان از فوتبال دنبال پاکسازی بوده!! البته این افراد هرکدام درجایگاه محترمی قرار دارند و اگر نام ایشان را ذکر کردیم بخاطر شناختی که از شخصیت خوب و مثبت این افراد در جامعه داریم بوده، وقتی کمی بیشتر جویای احوال افراد فوق شدیم فهمیدیم هیئت کسی را بیرون نکرده بلکه عده ای بخاطر مشکلات معیشتی و شغلی و خانوادگی  کنار رفته یا کمرنگ شده اند یا مثلا" بشیرزاده در مسابقات شهرستان شرکت میکند، جهانبخشی محل کارش به شهرستانی منتقل شده و یا مثلا" سیفی زاده که سرباز شده... البته هیئت میتواند مدعی باشد که دست آقای گردکانه را از هیئت فوتبال کوتاه کرده (جمله ای به ذهنم رسید که بیانش خالی از لطف نیست: این سخن از زبان هم آقای علی محبی زنگنه و هم آقای ساسان سهامی بیان شده: آقای گردکانه برگزاری کلاس ها را یک سویه کرده بود و در زمان ریاستش بر کمیته آموزش فقط برای خودش ابلاغ مدرسی میگرفت... آقایان امروز چه؟ امروز فقط کلاس ها ختم میشود به اعضای هیئت و دوستانشان!! چرا امروز برای آقای گردکانه با آن سابقه درخشان ابلاغ نمی گیرید؟؟ چرا کلیه استعدادیابی ها میرسد به 3نفر؟ چرا زحمات اصلی و اولیه برعهده عده ای گذاشته میشود اما زمان اعزام تیم های منتخب فقط آقایان سهامی و رحیمی و صیدی و ریحانی با تیم اعزام میشوند؟ چرا مربیانی که آن بازیکنان را ساخته اند در کنار بازیکنانشان به اردوهای استعدادیابی و کمپ تیم های ملی فرستاده نمیشوند؟؟؟ مدت دقایق فعالیت باهوش طهمورثی، سجاد وفاسرشت، داریوش سوری و عرفان سیفی زاده فقط در 1سال برابر است با مدت فعالیت آن 4نفری که نام بردم در تمام طول عمر مربیگری خود در رده های پایه – براستی غیراز اینکه بگویند سفره ای افتاده فقط برای خودمان چه توضیحی دارند برای این مسئله شرح داده شده؟ (مقصود از سفره افتاده صرفا" پول نیست، بلکه مجموع مزایای مادی و معنوی موجود است که بر من و کسانی که آگاهی با این قبیل اردوها و مسافرت ها دارند پوشیده نیست)

و اما بحث جالب دیگری هم از تصمیمات اخیر هیئت فوتبال به گوش میرسد که امیدواریم به اندازه حس طنزی که به شنونده میدهد باشد... شنیده میشود که حضرات بزرگ تصمیم گرفته اند 2 پارامتر به عنوان صدور مجوز فعالیت های مربیان در مدارس درنظر بگیرند، اولی بسیار جالب و ارزشمند است که مربی حتما" باید دارای مدرک درجه c باشد(بسیارخوب) اما...بحث تاهل و تجرد مربیان مطرح میشود تا قسمت طنز قضیه برون آید...

آآآآآآآآآآآآآآآآآآقااجان،  انصافا" جایتان در شورای انقلاب فرهنگی خالیست!!

مگر میشود طرح کردن چنین پیشنهادی؟؟؟ در تمام سیستم استخدامی جمهوری اسلامی ایران پیدا نمی کنی چنین بندی را.!!!! نکند آقایان از کشور خارجه آمده اند!! یا نکند اینجا را با عربستان اشتباه گرفته اند که قوانین را باب میلشان تغییر میدهند/ یا تابع قانون هستید یا نه!! یک مثال بیاورید و طرح تان را عملی کنید. لطفا"

اگر مقصود از اجرای این طرح ترویج امر خیر ازدواج است، خدمت هر 6عضو تصمیم ساز هیئت فوتبال عرض می نمایم لطفا" اول آقازاده هایتان را زن بدهید سپس برای این مربیان مجرد برادری کنید... یک شاید دیگر به ذهنم می آید که اصلا" دوست ندارم در این پایگاه از آن دم بزنم ، فقط می گویم سیاه و سفید پیدای پیداست کافیست از خواب برخیزی و بدون ترس بنگری و ببینی. اصلا" تصور کنید چنین قانونی عملی شود، آیا چرخ فوتبال استان می چرخد؟ قطعا" نه.. چون بیش از 60درصد مربیان و بیش از 80درصد داوران باید خانه نشین شوند.. البته باکی نیست چون حاج علی و دوستانش هستند.(بالاخره کسانی که کلاس استعدادیابی می روند – کلاس مدرسی میروند – کلاس داوری و مدیریت و مربیگری برگزار میکنند – نمایندگی مسابقه میروند - نظارت داوری میروند، میتوانند بیایند داوری هم بکنند)

همچنین شنیده می شود قرار است مدارس فوتبال درجه بندی شوند!! خوب است اما با چه معیاری؟؟ بدهکار نبودن به هیئت – شرکت در مسابقات مدارس فوتبال – اهلیت – مدارک – امکانات و... منتظر میمانیم ببینیم تعریف این واقعه چگونه است؟ 2 سال گذشته انتخاب های مدارس فوتبال کمی شائبه برانگیز بود.!! خصوصا" سال 93 که نمیدانم آیا معیار انتخاب برترین مدرسه کیفیت بوده است یا خیر؟ نمیدانم اینجاهم آنجاست که فقط آنکه نوکری کند آقاست؟

هرچه گفتیم و خواندید شرح حال نه، بلکه "درد حال" فوتبال استان کرمانشاه است

حاذق ترین پزشکان هم نمیتوانند درد را تشخیص دهند مگر خود بیمار بگوید مشکلش چیست یا مگر درد بیرونی شود

فرض کنید فوتبال یک بیمار است!! این پایگاه دارد مثل یک دستگاه سی تی اسکن درد را نشان میدهد اما نمیدانم چرا طبیبی برای مداوای این درد عیان فوتبال نیست!! آیا اعتقاد مسئولین مربوطه این است که جامعه باید بیمار باشد تا به ما نیاز باشد و از ما کار بخواهند – و اگر روزی هم اتفاق مثبتی افتاد سینه ستبر کنیم و بگویم دیدید ما چکار مهمی انجام دادیم – و اگر هم کسی چیزی نگفت که بهتر، ما که حقوقمان را میگیریم!  آه، نمیدانم آنچه دین اسلام به ما یاد داده درباره انجام مسئولیت و وظیفه این است؟؟ توجه مسئولین عزیز را به تفسیر آیات  قرآن و سنت به واژه هایی که به شماها اطلاق شده جلب میکنم:

وظيفه شناسي و مسئوليت پذيري در قرآن و سنّت

«مسئولیّت»؛ در لغت به معنای موظّف بودن و یا متعهّد بودن به انجام امری می باشد.
«وظیفه»؛ به آن چیزی اطلاق می شود که شرعاً یا عرفاً بر عهده کسی باشد.
«تکلیف»؛ به معنای بار کردن کاری سخت توأم با رنج، بر کسی می باشد.
«تعهّد»؛ به معنای گردن گرفتن کاری و همچنین عهد و پیمان بستن نیز آمده است .
«حقّ»؛ در این مبحث به معنای سهم و نصیب می باشد.
هر یک از این واژه ها به نوعی با یکدیگر ملازم می باشند. به عنوان نمونه ؛ تا وظیفه ای بر دوش کسی نباشد، مسئولیّتی در قبال انجام دادن یا ندادن آن نخواهد داشت و در مورد آن ، بازخواست نخواهد شد .

نمیدانم اصلا" به  مسائل اعتقادی توجه دارند یا  فقط در حد رفع تکلیف بلدند؟؟ یا نمیدانم ضعف در آموزش و تفهیم شرع است یا شاید هم ایراد از چیز دیگریست!  رجل شهر، مسلمانان و مومنان، نگذارید دچار عذاب شوید   «یا ایهالذین آمنو،، آمنو»

میدانید آنچه فوتبال رادر دنیای امروز قدرتمند کرده چیست؟  نمایش زشتی ها و زیبایی ها در یک غالب باعث شده همگان ببینند و قضاوت کنند – تبلیغات و همکاری های رسانه ها و فوتبال باعث شده خیلی ها به اسم و رسم برسند. اشکالی ندارد بالاخره هرکس می تواند از توانایی هایش استفاده کند و خودش را مطرح نماید اما نه اینکه بی اطلاع و بدون اعتقاد و دغدغه صحبت کردن. به هرحال میشود از هرطریق ممکنن درد را گفت بدون نیاز به مطرح شدن، بدون نیاز به خود بزرگ کردن(آنچه این پایگاه آزاداندیش انجام میدهد) ولی چشم و زبان هر جامعه رسانه استانی آن است--- اما چرا زبان این شهر لال است؟ چرا صداوسیما توان انعکاس مشکلات را ندارد؟ چه شده که صداوسیما اینهمه قدرت را از ورزش و از خود صلب کرده؟  تفاوت ما با سایر استان ها در چیست؟ سوال: چون ورزش نداریم صداوسیما کم کار میکند یا چون صداوسیما کم کاری میکند انگار ورزش نداریم؟  قطعا" ورزش داریم و خیلی ها دارند زحمت می کشند تا سایه اعتیاد را از سر این جامعه جنگ زده دور کنند ولی چرا این فعالیت ها منعکس نمیشود؟ چرا هربار که شبکه زاگرس را می آوری یا دارد حیات وحش پخش میکند یا فیلم چینی و یا برنامه تاریخ گذشته دانستنی ها ؟ چرا مسابقات ورزشی فرزندان این شهر را پخش نمیکند؟ چرا سرکشی نمیشود به زمین های این استان و سالن هایی که عموما" پر هستند از ورزشکارانی که تشنه دیده شدنند؟ چرا ایجاد انگیزه نمیشود با پخش یک بخش کوتاه معرفی ورزشکاران ساعی؟ براستی رسالت رسانه ها چیست؟  حتی اگر فقط برای پر کردن کندآکتور بخواهند برنامه سازی کنند، چه بهتر از آنکه برنامه ساز برود و از موضوعات و معضلات داخلی استان برنامه تهیه نماید! آنوقت هم خدا راضیست هم بنده خدا - اما اکنون می بینیم برنامه سازی ها،  شده ضبط از کانال های دیگر و پخش در بهترین تایم تماشای تلویزیون – ما نمیخواهیم بهترین زمان نصیب ورزش شود (گرچه اگر این خواسته هم مطرح شود کاملا" برحق است) بلکه فقط در ساعات کم بیننده و زمان های اضافی مثل صبح ها یا ساعات14الی16 و یا شب ها بعد از آخرین بخش خبر زاگراس، آنهم 30الی 60 دقیقه زمان میخواهیم – جناب آقای مدیر کل صداوسیما آیا این خواسته آنقدر کوچیک نیست که براحتی بشود دستور بر اجرایی شدنش داد؟ نمی خواهیم مثل تبریز و اصفهان و گیلان باشیم، آنهمه توجه مسئولین صداوسیمای آن شهرها به ورزش پیشکشتان.

شما، فقط همانقدر که گفتیم را مدنظر قرار دهید وجایگاه ورزش را به اندازه سایر موضوعات مهم جامعه که مشغول بررسی آنها هستید مهم بدانید و به آن زمان بدهید، تا خانواده ها ببینند که مسئولین رسانه هم به اندازه کافی و مثل خودشان دلنگران فرزندانشان هستند.

هرشب آقای محمدحسین محمدی را می بینیم که 2کشاورز یا 2مهندس کشاورزی را آورده و دارند از نحوه کود پاشی به موقع و درو کردن صحیح محصولات 1ساعت بصورت مستقیم روی آنتن میروند و هفته ای 1بار آنهم 50دقیقه آقای صیداحمدی می آید با یک مهمان که میشود تائید کننده سخنان مجری و کلی گزارش که سر و ته آنها را زده اند و یک سری حرف هایی که فقط کدورت ایجاد کند را میگذارند و دست آخر یکطرفه داستان را به ضرر مخاطب غائب که عموما" هیئت فوتبال استان است ختم میکند... این شده برنامه ای که قرار است به رفع مشکلات جامعه فوتبال کمک کند یا حدقل مشکلات را برجسته نماید!! اما وقتی آقای صیداحمدی نمیداند فوتبال چیست چگونه میتواند از اعضای فوتبال انتقاد کند؟؟ داداش من برو و 10سال دیگر بیا تا شاید آن زمان بتوانی حرف های امروزت را بزنی.

وقتی یک برنامه 3قسمت اولش (یعنی3هفته) فقط با یک مربی و یک سرپرست و بازیکنان یک تیم مصاحبه میکند یعنی کسی را نمیشناسد!! وقتی در برنامه ای بازیکنان حاضر در آن تیم همه به اتفاق با یک لحن 1جمله را بیان میکنند یعنی برنامه آنقدر آبکی است که مربیان تیم به خود اجازه میدهند افترا بزنند و اتفاقا" کلی محمل ببافند و حرفهایی بگویند که برای من فوتبالی غیرقابل باور است.

آن زمان برنامه میشود مثل برنامه عمو پورنگ و مجری آن(صیداحمدی) که تا توانسته کرم پودر به صورت خود مالیده تا در مقابل دوربین بدرخشد و بخواهد همه را به زیر بکشد... نه عزیزجان تو اینکاره نیستی... امیردولتشاهی که خود روزگاری فوتبالیسیت بوده و در هیئت فوتبال مسئولیت اجرایی داشته نتوانست حق فوتبال را ادا نماید حالا شمای تازه از راه رسیده میخواهی!! یک وقت به دانسته های ژورنالیستی خود از فوتبال غره نشوی، که امروزه در عصرارتباطات هرکودک 15ساله ای میتواند با گوشی شخصی خود بداند آنچه که شما بواسطه تریبون تان مطرح میکنی.

با خرابات نشینان ز کرامات ملاف  /  هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

آقای ساسان سهامی اولین مهمان برنامه فوتبال زاگرس می گفت: من اعتقادی به خیلی از برنامه های پخش شده در شبکه زاگرس ندارم اما وقتی من را به برنامه دعوت کردند گفتم به شرطی می آیم که اجازه بدهید کامل حرفهایم را بزند و چون برنامه کاملا" فوتبالی است بیایید خط و مشیش با هیئت هم سو باشد و هر اطلاعاتی خواستید از من بگیرید، و تهیه کننده نیز پذیرفته؛ اما امروز برنامه شده دشمن درجه یک هیئت فوتبال و هرکس که عدوتی با هیئت دارد را دعوت میکنند و میگویند در باره هیئت بد بگوید

انتقاد از رسانه ملی سیمای استانمان زیاد است اما میدانم ایشان هم مثل سایر مسئولین کرمانشاه گوش شنوایی ندارند.

مخاطبی کامنت گذاشته و پرسید چرا خود را انقدر زحمت می اندازی و این مسائل را بیان می کنی؟

گفتم: دوست دارد یار این آشفتگی /  کوشش بیهوده به از خفتگی